المقالة الرابع عشر
پسر گفتش اگر آب حیاتم
پسر گفتش اگر آب حیاتم
نخواهد داد از مردن نجاتم
نباید کم ازانم هیچ کاری
که بشناسم که چیست آن آب باری
گر از عین الحیاتم نیست روزی
بود از علمِ آنم دلفروزی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.