شمارهٔ ۳۹ - سخن ناشنیده
شنیده ام که بشوخی بر آن سری عرفی
شنیده ام که بشوخی بر آن سری عرفی
که پرده بر سر اسرار چیده بگذاری
لطیفه ای به تو گویم که بعد از این به غلط
عنان طبع بطالت رهیده بگذاری
ز گوش کردنت آنگاه به بود گفتن
که در جهان سخن ناشنیده بگذاری
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.