راز سخن

شمارهٔ ۲۲ - حسن تعبیر

خدایگانا ! دی بی تو در وثاق امید

خدایگانا ! دی بی تو در وثاق امید
نشسته بودم و در بر زمانه کرده فراز
که محرمی زدرم ناگهان درآمد و گفت
که ای ضمیر تواسرار غیب را غماز
بگویمت خبری کز نهایت ندرت
نتیجه های خیال ترا بود انباز
همای اوج سعادت فلان که عزت او
بنزد شه بود از عز همگنان ممتاز
چو جعد شاهد دولت بدست عزت داشت
رکاب شاه پلنک افکن هژبر اندازد
بهشت ناگهش از پی چو روزگار قدیم
عنان مصلحت داور لطیفه طراز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.