شمارهٔ ۱۵ - ذوق غزل
عرفی نه ارث و کسب و نه زرق و نه حرص و آز
عرفی نه ارث و کسب و نه زرق و نه حرص و آز
را هم بشعر خیره سرتیره چهر داد
طالع رهم نمود بدین خصم خانگی
این بازیم عطارد برگشته مهرداد
ذوق غزل بمهر بتانم اسیر کرد
آسیب آن فراقتم ازماه و مهرداد
مدح آبروی گوهر قدرم بخاک ریخت
تا وان این گهر نتواند سپهر داد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.