غزل شمارهٔ ۲۷
ار نالهٔ شبانه اثر بردهایم ما
ار نالهٔ شبانه اثر بردهایم ما
ناموس گریههای سحر بردهایم ما
سرمای عافیت نشناسیم کز ازل
در گرمسیر عشق به سر بردهایم ما
باد مراد گر نوزد دم به دم چه باک
کشتی ز موج خیز به در بردهایم ما
راهی که خضر داشت ز سرچشمه دور بود
لب تشنگی ز راه دگر بردهایم ما
سود متاع ما چه بود کز دیار عمر
مژگان خشک و دامن تر بردهایم ما
خامی نرفت عرفی و گشتیم بحر و بر
بنشین که آبروی سفر بردهایم ما
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.