راز سخن

غزل شمارهٔ ۱

امید عیش کجا و دل خراب کجا

امید عیش کجا و دل خراب کجا
هوای باغ کجا، طائر کباب کجا
به می نشاط جوانی به دست نتوان کرد
سرور باده کجا، نشئهٔ شباب کجا
به ذوق کلبهٔ رندان کجاست خلوت شیخ
حریم کعبهٔ خلوت کجا، شراب کجا
بلای دیده و دل را ز پی شتابانم
کسی نگویدم ای خان‌ومان خراب کجا
بلندهمتی ذره داغ می‌کندم
وگرنه ذره کجا، مهر آفتاب کجا
نوای عشق ابد می‌سرود عرفی دوش
کجاست مطرب و آهنگ این رباب کجا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.