راز سخن

غزل شمارهٔ ۳۰۱

نیم بی‌تو دمی بی‌غم، کجایی؟

نیم بی‌تو دمی بی‌غم، کجایی؟
ندارم بی‌تو دل خرم، کجایی؟
به بویت زنده‌ام هر جا که هستی
به رویت آرزومندم، کجایی؟
نیایی نزد این رنجور یک دم
نپرسی حال این درهم، کجایی؟
چو روی تو نبینم هر سحرگاه
بنالم زار: کای همدم، کجایی؟
ز من هر دم برآید ناله و آه
چو یاد آید رخت هر دم، کجایی؟
درآ شاد از درم: کز آرزویت
به جان آمد دل پر غم، کجایی؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.