شمارهٔ ۳۶ - همه شب
شب همه شب با تو میگوییم راز
شب همه شب با تو میگوییم راز
تو به غفلت پایها کرده دراز
ای ز ما کرده فراموش گوییا
سوی ما هرگز نخواهی گشت باز
خیز و ترک خواب کن تا نیمهشب
ما و تو با یکدگر گوییم راز
بینیازم از تو و طاعات تو
با نماز و روزهات چندین مناز
تو نیاز آور برای من که نیست
طاعت شایستهٔ تو جز نیاز
محیی گر کاری نکردی غم مخور
من تو را هم کارم و هم کارساز
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.