شمارهٔ ۱۹ - شیوه شیرین
مرا کشتی و گویی خاک این بر باد باید کرد
مرا کشتی و گویی خاک این بر باد باید کرد
چرا بر دردمندی این همه بیداد باید کرد
همهکس از تو دلشادند غیر از من که غمگینم
نمیگویی دل این هم زمانی شاد باید کرد
شدم پیر از غم تو کز جوانی بندهام از جان
نه آخر بنده پیر ای پسر آزاد باید کرد
حکایتهای حسن او به غیر من نباید گفت
حدیث شیوه شیرین بر فرهاد باید کرد
چه عمرست این که در شبها بود هرکس به خواب خوش
مرا تا روز از دست غمت فریاد باید کرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.