راز سخن

شمارهٔ ۱۸

گر یار بداندی کِم اندر دل چیست

گر یار بداندی کِم اندر دل چیست
یا گفت بیارمی که دلدارم کیست
بودی که به درد دل نبایستی مرد
بودی که به کام دل بشایستی زیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.