شمارهٔ ۷
ای همایون نظر،از من نظری باز مگیر
ای همایون نظر،از من نظری باز مگیر
طوطیم در قفس از من شکری باز مگیر
سگ قصاب توام خورده ز جانم جگری
چون جگر میخورم از من جگری باز مگیر
شب امید مرا،روز دلفروز تویی
بنما روز و نسیم سحری باز مگیر
پا اگر بازگرفتن ز تو من آن دگر است
تو ز من پا به امید دگری باز مگیر
ای به تو زنده من و زنده به تو جان ظهیر
تو ز بیمارگران گلشکری باز مگیر
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.