راز سخن

شمارهٔ ۶۱

شاها به قدر همت و رای رفیع خویش

شاها به قدر همت و رای رفیع خویش
از سقف چرخ و ساحت عرش آستانه ساز
وین عندلیب را ز پی مدح گستری
بر شاخسار سایه خویش آشیانه ساز
ساز و نوای جاه تو را این نوای من
در خور بود که خوش نبود بی ترانه ساز
گفتم قصیده ای که ز نظمش حسد برد
اوهام نکته پرور و طبع فسانه ساز
و آمد به حضرت تو شها بلبلی چو من
دلم قبول گستر و وز لطف دانه ساز
یا باز پس فرست ازینجا به خانه ام
یا در جوار بارگه اینجام خانه ساز

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.