راز سخن

شمارهٔ ۵۴

سر دفتر اکابر دنیا بهاء دین

سر دفتر اکابر دنیا بهاء دین
از دولت تو تا به ابد انقلاب دور
عالم بر آفتاب بقای تو روشن است
بادا غبار حادثه زان آفتاب دور
گر حال من بپرسی و در خاطر آوری
تا در چه محنتم نبود از صواب دور
در آرزوی خدمت خاک جناب تو
مانم به تشنه ای که بماند ز آب دور
تا دورم از جناب تو دورم ز عافیت
خود عافیت چگونه بود زان جناب دور

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.