راز سخن

شمارهٔ ۱۱

خدایگان صدور زمانه صدرالدّین

خدایگان صدور زمانه صدرالدّین
تویی که طلعت تو نوردیده خردست
از آن به رقص درآید فلک در گوشش
صریر کلک تو همچون نوای باربدست
به حضرت تو که پیوسته نیک باد تو را
نموده ام دو سه نوبت که حال من چه بد ست
ز عیش تیره همی کردم این همه فریاد
نه زانک کسوت من اطلس است یا نمدست
مرا اگر چه تو تشریف خاص فرمودی
هنوز موجب فریاد برقرار خودست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.