شمارهٔ ۲
آیینه به بزم دلگشای تو رسد
آیینه به بزم دلگشای تو رسد
ای جان نگاه
هم شانه به زلف مشکسای تو رسد
ما را چه گناه؟!
ما خال شویم و سرمه منظور افتد
مردیم ز رشک
دل خون شود و حنا به پای تو رسد
سبحان الله؟!
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.