بخش ۷ - غزلسرایی
سخن چون سپاه بیان را گرفت
سخن چون سپاه بیان را گرفت
به این فوج، تخت زبان را گرفت
مسلم بود خسروی بر سخن
که دربسته، ملک دهان را گرفت
چو بر بادپای نفس شد سوار
دو صد قلعه گوش جان را گرفت
صف آرای ابیات رنگین چو گشت
اقالیم روح و روان را گرفت
چو از سطر، لشکرکشی ساز کرد
به یک نی سواری، جهان را گرفت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.