راز سخن

شمارهٔ ۷۶۰

چشم من سوی تو، چشم تو به سوی دگری

چشم من سوی تو، چشم تو به سوی دگری
من به روی تو ببینم، تو به روی دگری
ما چو طوطی ز نم جوی طبیعت سبزیم
سبزه ما نخورد آب ز جوی دگری
پاکی دل به تو در سجده تسلیم چه سود
نتوان کرد عبادت به وضوی دگری
گر سبوی خودم از دست رود بر سر آب
به که چون دسته بچسبم به سبوی دگری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.