شمارهٔ ۶۸۸
از غم دنیا نباشد هیچ کس جان بردنی
از غم دنیا نباشد هیچ کس جان بردنی
کس نمی آید به این غمخانه غیر از مردنی
تلخی ایام بنگر، کام دل از وی مجوی
بحر پرآب است، اما نیست آبش خوردنی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.