راز سخن

شمارهٔ ۶۴۵

گل قبا آرد بر ما، غنچه گردد افسر ما

گل قبا آرد بر ما، غنچه گردد افسر ما
واشود گر از سر ما، عقل چون دستار کهنه
چون به تن پیری درآید، زیب و زینت را نشاید
نقش نو کی خوش نماید، بر در و دیوار کهنه
عمر شاعر چون فزاید، بیتش از خامی برآید
زان که طرح پخته آید، از کف معمار کهنه

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.