راز سخن

شمارهٔ ۶۲۸

هر چه می گویی، ز چشم عشوه پردازش بگو

هر چه می گویی، ز چشم عشوه پردازش بگو
وز اشارتهای ابروی اداسازش بگو
شکوه ناسازی هجران، به آن مه گفتنی ست
گر نبینی رو ازو، در پیش دمسازش بگو
کعبه در برروی مردم بسته، نامش را مبر
لب به وصف دیر بگشا، از در بازش بگو
تا زند سازنده غم، نقشها بر آب صوت
رود چشم را ببین، در پرده سازش بگو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.