راز سخن

شمارهٔ ۵۹۸

به زیر زلف تا کی رویت از عاشق نهان باشد؟

به زیر زلف تا کی رویت از عاشق نهان باشد؟
رخی بنما به او، گوهر شناس شبچراغش کن
ز من احوال شمع رفته از محفل چه می پرسی؟
زباندان پر پروانه شو، ز آتش سراغش کن
کند تا فصل گل از بستن در، باغبان توبه
در ایام خزان، یک هفته در زندان باغش کن!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.