شمارهٔ ۵۴۰
دانسته، رو به تیغ نگاه تو آمدم
دانسته، رو به تیغ نگاه تو آمدم
از خود گذشته بر سر راه تو آمدم
صف بست غمزه ات ز پی قتل دوستان
دشمن شدم به خود، به سپاه تو آمدم
رفتم به جنگ خویش، نگشتم به خود حریف
از خود گریختم به پناه تو آمدم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.