راز سخن

شمارهٔ ۴۵۲

نگیرم چون سر زلف سیاهش؟

نگیرم چون سر زلف سیاهش؟
که خود پرورده ام از دود آهش
محبت داد ما را سرزمینی
که آب دیده می خواهد گیاهش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.