شمارهٔ ۴۴۸
یار میان باز کرد، رو به کناری نشین
یار میان باز کرد، رو به کناری نشین
سیرت حیرت بیار، صورت دیوار باش
فتنه گر روزگار، گشته سحرخیز جنگ
شب چو رسد، همچو تیغ، خفته بیدار باش
به سان مهره شطرنج خانه گرد مباش
بتاب رخ ز کسان، در پی نبرد مباش
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.