راز سخن

شمارهٔ ۱ - آغاز

گر برون از هردو عالم گوشه‌ای پیدا کنم

گر برون از هردو عالم گوشه‌ای پیدا کنم
می‌روم تا عزلتی از مردم دنیا کنم
دیده بی‌اشک را چون چشم عینک نور نیست
شمع‌سان می‌خواستم چشم تری پیدا کنم
بزم عیش از یک دگر پاشید چون اوراق گل
تا درین گلشن دل چون غنچه رفتم واکنم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.