راز سخن

شمارهٔ ۸۹

به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوش‌تر

به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوش‌تر
بلی گنج نهانی را نباشد پاسبان خوش‌تر
به طاعت کن ز پیری میل در عهد شباب افزون
که خوش باشد ز پیران پارسایی وز جوان خوش‌تر
دهم جان و وفا را مشتری گردم به صد منت
که کالای وفا با شد برم از نقد جان خوش‌تر
در آن گلشن که با گلبنش سرکش گر از غیرت
برآرد عندلیب خسته از خار آشیان خوش‌تر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.