راز سخن

شمارهٔ ۵۷

دارم نظری با گل کو روی ترا ماند

دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
با ماه نوم عشقی است کابروی ترا ماند
مهری‌ست به خورشیدم کو همچو رخت باشد
آشفته‌ام از سنبل کو موی ترا ماند
با لاله از آنم خوش کو رنگ تو یاد آرد
از نکهت گل مستم کو بوی ترا ماند
بر نرگس این گلشن زان رو نگرانم من
کو چشم سیه‌مست جادوی ترا ماند
با سرو روانم یار پیوسته در این گلزار
کو قامت رعنا و دلجوی ترا ماند
گشتی به طبیب خویش چون گرم عتاب خشم
در آتش از آن سوزد کو خوی ترا ماند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.