راز سخن

شمارهٔ ۸

دارد به سحر دعا اثرها

دارد به سحر دعا اثرها
دست من و دامن سحرها
هر شب بامید وعده تو
چشمم شده فرش رهگذرها
از باخبران نشد سراغی
جستیم خبر زبی خبرها
آزرده دلم هزار افسوس
کافتاده بدام خوش کمرها
هر چند طبیب تلخکامی
ریزد نی خامه‌ات شکرها

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.