بخش ۳۲
ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیر
ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیر
هست خرمای لب لعل تو پرورده به شیر
در جواب او
نیست امروز مرا غیر مزعفر به ضمیر
دل گرفته است چو از آش جو و سرکه و سیر
ای برنج، ار چه غباری است ز قندت بر دل
به خود امروز بگفتم که برو خرده مگیر
بوی حلوای تر آمد به مشامم ز صبا
آه یارب ز کجا می رسد این بوی عبیر
گوشتابه شده بس کوفته از جور نخود
در گذارند گرم، گفت کبیر آن زصغیر
سفره ماست پر از گرده، برو این ساعت
آسمان گو مفروز این عظمت از دو فطیر
دو جهان را به جوی می نخرد می باید
هر که او یافته یک گرده پرورده به شیر
آن زمانی که شود پیک اجل قابض روح
جان دهد در هوس خربزه صوفی فقیر
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.