راز سخن

شمارهٔ ۳

ای آنکه نیست غیر تو کس پادشاه ما

ای آنکه نیست غیر تو کس پادشاه ما
واندر دو کون راهنما و پناه ما
افتاده های بحر گناهیم دست گیر
ای دستگیر جمله حال تباه ما
برده سبق زجمله کفار این زمان
گر زان که عصمت تو نبودی پناه ما
در ظلمت گناه ببین یغفرالذنوب
چون مشعلی ست داشته در پیش راه ما
گرچه گناهکار...مفلسیم
در پیش رحمت تو چه سنجد گناه ما
آن دم که زاهدان عمل آرند در حساب
لطف تو آه اگر نشود عذرخواه ما
از آب رحمتش مگر...صوفیان
... سیاه ما

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.