راز سخن

بخش ۴۸۷ - الوتر

بود وترت اشارت باز بر ذات

بود وترت اشارت باز بر ذات
بعنوان سقوط اعتبارات
احد را سوی شیئی نسبتی نیست
باو هم نسبت هر شیئ منفی است
در این حضرت ز شیئی اعتباری
نباشد برخلاف شفع آری
چو باشد شفع را اندر تمکن
ز اسمائی و اعیانی تعین
از این معنی بوجه استعارت
بشفع و وتر فرماید اشارت
عبارت شفع از اعیان و اسماست
اشارت وتر بر ذات مسماست
ز شفعش نور وصفی آشکار است
ز و ترس سر ذاتی برقرار است
ز شفع احببت ان اعرف بجا گفت
ز وتر از کنت کنزش رازها گفت
خوداین از فهم اهل حسن نهانست
کسی فهمد نکو کاسرار دانست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.