راز سخن

بخش ۴۰۸ - المستهلک

بود مستهلک آن فانی بالذات

بود مستهلک آن فانی بالذات
که باقی زو نماند رسم و عادات
چو در ذات الاحد گردید فانی
نماند ز او نشانی در نهانی
همانا بعد استهلاک اشیاء
بود آنوجه هو باقی و برجا
چو غیری باوجود او نشاید
از آنرو غیر او مستهلک آید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.