بخش ۳۸۵ - مجمعالبحرین
بود آن مجمع البحرین مابین
بود آن مجمع البحرین مابین
دو عالم را و هست آن قاب قوسین
شد آن بحر و جوب و بحر امکان
وز این دو جمع آمد جسم با جان
خود آن گر عارفی صاحب شهودست
مقام حضرت جمع وجود است
بحیث اجتماع کل اسما
حقیقتهای کونی و اندر آنها
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.