راز سخن

بخش ۲۴۹ - عبدالرقیب

بود عبدالرقیب آنکس که در کیش

بود عبدالرقیب آنکس که در کیش
بخود بیند رقیبش اقرب از خویش
پس از درک فنای خویش بینی
که این اسمش کند برجان تجلی
ندارد از حدود حق تجاوز
مراعاتش بحد است از تمایز
بپاس نفس خویش و نظم مولا
مراقب تر کسی زو نیست اصلا
بدینسان در مقامات و مراتب
بود بر حال اصحابش مراقب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.