راز سخن

بخش ۲۲۶ - عبدالعلیم

بود عبدالعلیم آنکس که معلوم

بود عبدالعلیم آنکس که معلوم
بر او باشد حقایقهای مکتوم
بیاموزد حقش علم حقایق
بکشف از نزد خود دون عوایق
بدون فکر و تعلیم و تعلم
که محتاج است بر بحث و تکلم
رسد گویند اهل ذوق و تحقیق
ز علام الغیوبش محض توفیق
صفای فطرت و نور وجود است
زهی آنرا کش از حق این نمود است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.