بخش ۱۵۵ - شهود المجمل فی المفصل
و گر بینی احد در کثرت اول
و گر بینی احد در کثرت اول
شهود مجمل است آن در مفصل
که در هر ذره بینی آفتابی
نهان دریای وحدت در حبابی
در این رؤیت خدا بین در اموری
دو عالم بینی اندر بال موری
در اینجا جای حرف و گفتگو نیست
مقام اعراض از ما باو نیست
در اینجا بسته شد بیمدعائی
دهان اولیا از هر دعائی
خود این گردد در آن رؤیت مدلل
که بینی مجملی را در مفصل
کلام اهل معنی را نکو فهم
هر آن تحقیق اندر جای او فهم
بجای خود بیانها جمله خوش شد
تو بیجا دیدی ار رؤیت ترش شد
اگر فهمی، نباشد انقباضت
نماند جای حرف و اعتراضت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.