بخش ۱۱۱ - رسوم العلوم و رقوم العلوم
رسومات علوم آمد مشاعر
رسومات علوم آمد مشاعر
در انسان گر شعورت هست حاضر
رسومت هست اسماء الهی
که ظاهر در مظاهر شد کماهی
ز علم و سمع و بینش در مقابل
شئوناتی نمود اندر هیا کل
چه هیکل پرده دارالقرار است
میان حق و خلق آن مستعار است
ز ما بین این حجاب ار مرتفع شد
عیان گشت آنچه دیدش ممتنع شد
از این دریاب سرمن عرف را
شناس آن نفس بر حق متصف را
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.