بخش ۱۰۰ - ذوالعقل و العین
دگر صولی که داند سر کونین
دگر صولی که داند سر کونین
نماید شرح از ذوالعقل و العین
کسی باشد که بد و ماسبق دید
حق اندر خلق و خلق اندر بحق دید
نشد محجوب در هر یک ز دیگر
نه بیند بلکه جز واحد سراسر
حق از وجهی و خلق از وجه دیگر
نه محجوب از شهود وجه اکبر
بود آن وجه اکبر عین واحد
که واحد جمله را بیند مشاهد
مزاحم نیست کثرت بر شهودش
که در کثرت عیان باشد وجودش
بکثرت جلوه گر ذات الاحد دید
احد کی دیده صاحب رمد دید
تو با هم بینی ار مرآت و صورت
بدون غفلت از مرآت و طلعت
شهود هر دو در توحید سالم
ز یکدیگر تو را نبود مزاحم
تبا شد حاجبی پیش تو ما بین
تو را خواند صفی ذوالعقل و العین
در این کثرت نه بینی جز احد را
کنی راجع بیک واحد دو صد را
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.