راز سخن

شمارهٔ ۱

ای طره مشکینت برهم‌زن سامان‌ها

ای طره مشکینت برهم‌زن سامان‌ها
وان خال خود آیینت غارتگر ایمان‌ها
از غمزه فتانت بس جان به گرو کانت
وز چاک گریبانت بس چاک گریبان‌ها
خلقی ز غمت هر شب در ناله و در یارب
جان‌ها ز لبت لب‌هاست به دندان‌ها
تا چشم کنی یک سو بندی سر صد جادو
هو مویی از آن گیسو دستی است به دستان‌ها

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.