راز سخن

شمارهٔ ۲۹

از لعل تو خون جگرم ماند به دل

از لعل تو خون جگرم ماند به دل
وز دست رقیب پای امید به گل
گاهی گریم از تو و گه نالم از او
تا آه و سرشک را چه باشد حاصل

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.