راز سخن

شمارهٔ ۱

رفتی و غمت به سینه ام جای گرفت

رفتی و غمت به سینه ام جای گرفت
سودای توام جا به سراپای گرفت
چندانکه گذشت سیل اشکم ز میان
باران دو دیده در رخم جای گرفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.