شمارهٔ ۷۲
آن نه ابروی و این نه مژگان است
آن نه ابروی و این نه مژگان است
تیر بی پر و تیغ عریان است
آن نه قامت که سرو صدر نشین
و آن نه طلعت که شمس ایوان است
آن نه ابرو بود دو قبضه پرند
وان نه مژگان دو حصه پیکان است
رخ مخوانش که خجلت خورشید
لب مرانش که شرم مرجان است
دل در آویخت خوش بدان خم زلف
و ایمن از آن چه ی زنخدان است
پیش چشم تو نرگس از تشویر
سر چو نیلوفرش به دامان است
بودنم بی تو سخت و دشوار است
مردنم با تو سهل و آسان است
خوش صفایی دو اسبه می تازی
مگرت ره به کوی جانان است
باز کش خامه را عنان نگار
صفحه نامه این نه میدان است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.