شمارهٔ ۱۵
روزی به وطنپرست دل داده ز دست
روزی به وطنپرست دل داده ز دست
گفتیم که بجز خدای چیزی مپرست
زد خنده بحرف من و گفتا بخود آی
بیچاره مگر بجز خدا چیزی هست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.