شمارهٔ ۳۲ - قطعه
یکی را گه و بی گه اندر سرای
یکی را گه و بی گه اندر سرای
بسرقت همی رفت مال و منال
بر آورد دیوار خانه به ابر
نبود ایمن از دزد در عین حال
کسی گفتش این دزد در خانه است
تو بندی ره بام چشمت بمال
سخن فهم کن زین مثل ای عزیز
چو نفست زند ره ز شیطان منال
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.