شمارهٔ ۵۵ - نصیحت
گرت باید به گیتی سر فرازی
گرت باید به گیتی سر فرازی
بکن در خویش کسب بی نیازی
که هر قدر از کسانچیزی بخواهی
ز قدر خویشتن قدری بکاهی
علی گفت ار کرم کردیامیری
چو اکرام از کسی خواهی اسیری
امیری از اسیری به تو ای جان
بده تا میتوانی لیک مستان
پیمبر گفت گر باید جنانت
مخواه از کس بجز یزدان اعانت
بلی جنت حقیقت بینیازی است
بهشتی گشتن اصل سرفرازی است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.