راز سخن

شمارهٔ ۵۱ - تنبیه

خرد را گفتم ای دانای هر راز

خرد را گفتم ای دانای هر راز
مرا از کار دل کن عقده‌ای باز
کند با هرکس این دل آشنائی
همی سوزد بهنگام جدائی
بگفتا دوستی کاریست مشکل
چه بندی رایگان بر این و آن دل
محبت بهر یار جاودانی است
کجا در خور بهر محبوب فانی است
ببین با کیستت آخر سروکار
همان را اول و آخر نگه‌دار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.