شمارهٔ ۴۲۰
منه به زمرهٔ انعام نام انسانی
منه به زمرهٔ انعام نام انسانی
که برتر از ملک آمد مقام انسانی
به چشمهٔ حیوان ننگرد بچشم طمع
دو جرعه هرکه بنوشد ز جام انسانی
زهی مرام مقدس که مسلک رسل است
همه مقدمه بهر مرام انسانی
بجای ماند از آن جبرئیل در ره عشق
که دید طی شود این ره بگام انسانی
از آن بسجدهٔ آدم ملک مکلف شد
که تا پدید شود احترام انسانی
که گفت نیست فلکر استون که تا محشر
قیام چرخ بود از قیام انسانی
صغیر جملهٔ اشیاء طفیل انسانند
ببین تو حشمت حق ز احتشام انسانی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.