شمارهٔ ۳۶۴
سواد موی تو اندر بیاض روی نکو
سواد موی تو اندر بیاض روی نکو
نوشته است خطی لا اله الا هو
فرشتهٔی نه پری نه بشر نه پس چه کسی
که هر چه خوانمت از حسن بهتری از او
گرفتهام سر خود را ز روی شوق بدست
بدین امید که بر پایت افکنم چون گو
مرا بروضهٔ مینو چه حاجتست ذکر
که هست کوی توام به ز روضهٔ مینو
گذشته است ز موی معنبر تو مگر
که میوزد بمشامم نسیم غالیه بو
جفا و جور تو بر من همه نکو باشد
بلی به غیر نکویی نیاید از نیکو
صغیر کلب در تست ای شه خوبان
مباد آنکه برانیش روزی از سر کو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.