شمارهٔ ۲۹۲
ای دیده و دل هر دو بدار تو شایق
ای دیده و دل هر دو بدار تو شایق
آزاد گرفتار تو از قید علایق
روی تو چو خورشید هویداست و لیکن
هر دیده نباشد بتماشای تو لایق
هر کس که چو من دیده بروی تو کند باز
جا دارد اگر چشم بپوشد ز خلایق
عشق تو بنازیم که فایق بفلک شد
با اینکه فلک بر همه کس آمده فایق
جز دفتر دل کان رقم خامهٔ صنع است
از هیچ کتابی نشود درک حقایق
مانند صغیر آی سوی میکده زاهد
کز مدرسه حاصل نشود کشف دقایق
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.