شمارهٔ ۲۹۴
همان خشک است مژگان گر به خوناب دگر غلتد
همان خشک است مژگان گر به خوناب دگر غلتد
نگردد رشته تر چندان که در آب گهر غلتد
که بیرون میدهد راز گلوسوز محبت را؟
عجب دارم ز دست رعشهداران این گهر غلتد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.